الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
84
تفسير مجمع البيان (فارسى)
غفارى هستم . با اين دو گوش خودم از پيامبر خدا سخنى شنيدم كه اگر نشنيده باشم كر بشوم و با اين دو چشم خود پيامبر را ديدم كه اگر نديده باشم ، كور گردم . مىفرمود : - على رهبر انسانها و قاتل كافران است . هر كه على را يارى كند ، يارى مىشود و هر كه على را ترك كند ، خوار ميگردد . آگاه باشيد ، روزى با پيامبر مشغول خواندن نماز ظهر بودم . سائلى در مسجد ، سؤال كرد و كسى چيزى به او نداد . وى دستش را به آسمان بلند كرد و گفت : - خدايا گواه باش . در مسجد پيامبر ، سؤال كردم و احدى مرا دستگيرى نكرد . در اين وقت على كه مشغول ركوع بود با انگشت دست راستش - كه در آن انگشترى بود - به سائل اشاره كرد و او انگشترى را از انگشت على ع بيرون آورد . اينها در برابر چشم پيامبر گرامى انجام گرفت . همين كه از نماز فارغ شد ، سر به آسمان بلند كرد و گفت : - خدايا برادرم موسى بدرگاهت سؤال كرد : - پروردگارا ، سينهام را بگشاى ، كارم را آسان و زبانم را باز كن تا سخنم را بفهمند . برادرم هارون را كه از خويشان من است ، وزير من گردان ، پشتم را به او قوى كن و او را در كارها شريكم گردان ( آياتى از سوره طه 25 تا 32 ) تو به او وحى كردى كه : - به زودى بازويت را به برادرت محكم مىكنيم و براى شما قدرتى قرار مىدهيم كه آنها به شما دسترسى پيدا نكنند . ( قصص 35 ) پروردگارا منم محمد پيامبر و برگزيدهء تو . خدايا ، سينهام را بگشاى و كارم را آسان و على را وزير من گردان ، و پشت مرا به او محكم كن . ابو ذر گفت : - به خدا سوگند ، هنوز سخن پيامبر تمام نشده بود كه جبرئيل از جانب خدا نازل شد و گفت : - اى محمد بخوان .